تبليغاتX
وبلاگ تخصصی M & J
افتخار میکنم که ایرانی هستم , یک ایرانی عاشق

 

 

من ندانم با كه گويم شرح درد :

قصه رنگ پريده , خون سرد؟

هر كه با من همره و پيمانه شد

عاقبت شيدا دل و ديوانه شد

قصه ام عشاق را دلخون كند

عاقبت خواننده را مجنون كند. . . ..

من ندانم با كه گويم شرح درد :

قصه رنگ پريده , خون سرد؟

هر كه با من همره و پيمانه شد

عاقبت شيدا دل و ديوانه شد

قصه ام عشاق را دلخون كند

عاقبت خواننده را مجنون كند. . . ..

 

پایان قسمت اول

 

////////////////

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 21:13  توسط  M & J  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 8:9  توسط  M & J  | 

 

          نگاهي کوتاه به شهرستان شيراز

شيراز نگين درخشان فرهنگ و تمدن ايران زمين و يكي از زيباترين و نام دارترين مناطق ايران است. شيراز با سابقه تاريخي منحصر به فرد خود مجموعه‌اي از تمدن باستاني جهان را در برداشته، وارث تمدن اقليم پارس و نشانه اي از هويت باستاني و سهم بسيار ارزشمند ايران در تمدن و فرهنگ جهان است. شيراز با موقعيت خاص جغرافيايي خود كه سه فصل از فصل هاي سال، هوايي بهاري دارد؛ سرزمين شعر و شاعري نيز هست و دو مرواريد بزرگ ادبيات جهان ( سعدي و حافظ) زادگاه اين سرزمين هستند و آرامگاه آن ها محفل هنردوستان است. شيراز با مناطق اطراف آن يعني تخت جمشيد، نقش رستم و شهرهاي ديرينه يكي از قديمي ترين مجموعه هاي تمدني جهان است و آثار تاريخي اطراف آن كه از عظيم ترين آثار باقي مانده در جهان است به تمدن كهن ايران، اعتباري خاص داده است.آثار پرافتخار زمان هخامنشي ها و ساساني‌ها، نمايش‌گر ذوق‌حجاري، معماري،كاشي‌كاري، نقاشي و مجسمه سازي مردم فارس پيش از اسلام است. بعد از اسلام نيز فارس ها به خصوص مردم شيراز به شيوه ديرين خود، در كسب هنر و آفريدن صنايع دستي كوشش فراوان به کار برده اند و در اين راه بسيار موفق عمل کرده اند. هنرمندان شيرازي در تاريخ هنر ايران در خط و تذهيب، جلوه سازي و گل و بوته سازي،معماري و گچ بري، خاتم سازي و نقره كاري، ابريشم دوزي، قالي‌بافي و منبت كاري از نام داران و سرآمد هاي اين هنر به شمار مي‌رفته‌اند. امروزه نيز اين منطقه به لحاظ صنايع دستي بسيار قوي عمل مي کند و خاتم كاري، منبت کاري، معرق کاري، قالي بافي، پارچه بافي، نقره كاري، مسگري و بافت گليم هاي زيبا از مهم ترين صنايع دستي شهرستان شيراز محسوب مي شود.
بافت قالي در شهرستان شيراز از سابقه اي طولاني برخورداراست. در تجارت فرش، تمام قالي هاي ناحيه فارس (جنوب غربي ايران) را تحت عنوان قالي شيراز نام مي برند که به طور کامل در صنايع دستي استان فارس توضيح داده شده است. بخشي از فرشينه هاي خمسه هم که به شيرازي معروفند، از نظر جنس متوسط است و به جز بافندگان خمسه، بافندگان روستاهاي غير عشايري نيز آن را مي بافند. اين بافته ها نيزبه نام قاليچه هاي شيرازي مشهورهستند و به کشورهاي ديگر نيز صادر مي شوند.
پارچه‌هاي ابريشمي، نخي و پشمي شيراز و ظروف مسي و نقره كاري اين منطقه نيز از شهرت به سزايي برخوردار بوده و گليم بافي هم در اين ناحيه شهرت زيادي دارد. صنايع دستي شهرستان شيراز از جمله صادرات اين شهرستان به شمار مي آيد. خاتم کاري مهم ترين و مشهور ترين صنعت دستي شهرستان شيراز است. خاتم کاري يکي از هنرهاي با ارزشي است که در شرق وجود دارد و مهم ترين صنعت دستي فارسي است که بهترين نوع آن در شيراز توليد مي ‌شود. از گذشته خاتم سازي اطلاع زيادي در دست نيست، زيرا مواد اوليه خاتم بيش تر چسب و چوب است و اين دو ماده بر اثر مرور زمان از بين مي روند. با اين همه در مکان هايي که از نظر مردم جنبه تقدس داشته، به خاتم هايي بر مي خوريم که قدمت دويست تا سيصد ساله دارند. تصور مي شود هنر خاتم سازي براي اولين بار در شهر شيراز به وجود آمده و مركزاصلي خاتم كاري در شيراز باشد. شايد بهترين نمونه اين هنر درعصر حاضر، ميز خاتمي است که در نمايشگاه جهاني بروکسل (سال 1958) مدال طلا را نصيب خود کرد.
کهن ترين نمونه خاتم که در دست است متعلق به دوره صفويه است. اين اثرمربوط به بقعه شاه نعمت الله ولي در ماهان کرمان است. در خاتم كاري هاي شيراز بيش تر گل هاي كوچک و ستاره هاي درخشاني كه از مواد مختلف تركيب يافته اند، ديده مي شود.( قطعات كوچک منظمي از ني، مس، قلع، چوب، عاج بريده و آن ها را روي سطحي كه قبلا سريشم زده اند، مي چسبانند.) خاتم كاري بيش تر در روي رحل و صندوقچه هاي كوچک و جعبه هاي آرايش صورت مي گيرد و نيز ممكن است به موجب سفارش، اشياء بزرگ تر از قبيل ميز و صندلي و غيره را نيز خاتم كاري نمايند. درخاتم هاي گران قيمت قسمت هاي فلزي خاتم از طلا يا نقره تشکيل مي شود و به جاي استخوان در ساخت آن ها عاج به کار مي رود. مرغوب ترين نوع خاتم، نوعي است که پره وارو ناميده مي شود و نوع ديگري هم هست که به سيم دار مشهور است. چوب، فلز، استخوان و رنگ سبز، مواد و مصالح خاتم سازي را تشکيل مي دهند. انواع وسايل و ابزار اين رشته عبارتند از: رنده که پشت خاتم را بسيار ظريف مي تراشد، تنگ هاي گوناگون نظير تنگ مثلث سابي، سيم سابي، پره ساب، گل ساب و توگلو ساب، اره، اره سرقطع کن که سر چوب ها يا گل خاتم را قطع مي کند، سوهان که انواع مختلف دارد، پرگار، گونيا، چکش، گاز انبر، مغاز و پرس.
منبت کاري از صنايع و هنرهاي دستي شيراز است. واژه منبت به معناي کنده کاري روي چوب است که سابقه اي ديرينه در شهرستان شيراز دارد. شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاري را زماني دانست که انسان نخستين بار با ابزاري برنده چوبي را تراشيده است. مهم ترين ماده اي که روي آن منبت کاري مي کنند چوب است. چوب منبت کاري بايد محکم و بدون گره باشدو براي اين منظور از چوب هاي آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، عناب و گردو استفاده مي شود. شناخت راه چوب يکي از مهم ترين اصول کار است و عاج، صدف و استخوان از ديگر مصالح مورد استفاده در هنر منبت کاري است.
معرق کاري يکي ديگر از صنايع روي چوب و با اهميت شيرازي هاست که شيوه جديد آن، پديده تازه اي در ايران است و عمري پنجاه ساله دارد. معرق در اصل بر تکه هاي ريزي از کاشي اطلاق مي شود که در کنار هم چيده مي شوند و فرم هاي مختلفي را تشکيل مي دهند. اين نوع کاشي براي تزيين داخل و خارج گنبدها و سردر مساجد به کار مي رفته است. معرق کاري در قرن ششم هجري يعني در دوره سلجوقيان به سمت کمال رفت و متداول شد. در شيوه تازه معرق روي چوب که به تازگي از منبت کاري جدا شده، طرح مورد نظر روي چوب زده مي شود و به وسيله مغار خالي شده و به جاي آن تکه هايي به همان اندازه از چوب هاي مختلف يا عاج، جاگذاري مي شود. پس از به وجود آمدن اره مويي هاي بسيار باريک، معرق روي چوب وارد مرحله جديدي شد و هنري با ظرافت و اعجاب آور به وجود آمد. در اين مرحله جديد با قرار دادن قطعات مختلف از قبيل صدف، عاج، استخوان، فلز و چوب هاي مختلف رنگي در کنار يکديگر، معرق ايجاد مي شود. معرق کاري هاي شيراز از جمله صنايع دستي صادراتي اين شهرستان به شمار مي آيند.
ايلات عمده اي در بخش هاي تابعه اين شهرستان به زندگي كوچ نشيني مشغول هستند. ايل قشقايي در محدوده شمال و شمال غربي شيراز رفت و ‌آمد مي كنند و طوايف عمده آن كشكولي دره شوري، شش بلوكي، قراچه اي فارسيمدان، عمله و لبو محمدي هستند. اين ايل در حال حاضر اهميت و نفوذ سابق خود را از دست داده و داراي ايلخان نيست. ايلات خمسه نيز بيش‌تر در قسمت هاي خاوري و جنوب خاوري شيراز رفت و آمد مي كنند و شامل 5 ايل هستند به نام هاي اينانلو، بهارلو، عرب، نفر و باصري. مردم شهرستان شيراز آريايي نژاد بوده و اهالي اين شهرستان داراي زبان فارسي با گويش ويژه شيرازي هستند كه به زبان فارسي اصيل نزديک‌تر است. تقريبا 97 درصد شهرستان شيراز مسلمان و شيعه مذهب بوده و 3 درصد ديگر را نيز ساير اديان تشكيل مي‌دهند.
جاذبه هاي تاريخي متعدد که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره هاي باستاني، اسلامي و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتي پهناور قرار گرفته و از سنگ هاي سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان مي رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد هاي استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره هاي اوليه اسلام مي رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتي جهاني برخوردار است، نمونه هايي از آثار دوره هاي مختلف در شهرستان شيراز به شمار مي‌آيند.
بازار وكيل شيراز که داراي ويژگي هاي خاص و زيبايي خيره کننده‌اي است به همراه باغ هاي مشهوري چون باغ عفيف آباد (باغ گلشن) و باغ ارم‌ که از مشهور ترين باغ هاي ايران در جهان است، در اين شهرستان واقع شده‌اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهاي ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايراني، (گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري و منبت كاري) قابل مشاهده است. شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغني، جذاب و ديدني نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايي چون تنگ بوان با طبيعت زيباي پيرامونش، پارک ها و گردش‌گاه هاي طبيعي چون گردش‌گاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايراني است، درياچه هاي زيبايي چون درياچه پريشان، چشمه هاي متعدد چون چشمه رچي، دره هاي سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندي هاي قابل توجهي را در زمينه جاذبه هاي طبيعي داشته باشد و همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي خود، همواره پذيراي طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد.
مکان هاي ديدني و تاريخي
شيراز؛ با سابقه هزاران ساله خود قدمتي به طول تاريخ‌ تمدن و فرهنگ ايران دارد و گوشه گوشه اين منطقه نمايشگه اين ادعاست. شيراز يکي از مشهورترين نقاط ايران در جهان است و همواره در هر محفلي که سخن از شکوه تمدن ايران بوده، نام شيراز در راس فهرست مناطق داراي تمدن ايران آورده شده است. موقعيت طبيعي و جغرافيايي اين شهرستان در فلات ايران، رودخانه هاي پرآب همراه با خاک حاصل خيز و درياچه هاي طبيعي آب شيرين به اين منطقه امکان داده که در دوره هاي مختلف از مراکز مهم فعاليت اقوام ساکن در اين مرز و بوم باشد و يادگارهاي با ارزش تاريخي زيادي را از اقوام مختلف در دل خود داشته باشد.
جاذبه‌هاي تاريخي‌متعدد‌که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره هاي باستاني، اسلامي و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتي پهناور قرار گرفته و از سنگ هاي سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان مي رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد هاي استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره هاي اوليه اسلام مي رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتي جهاني برخوردار مي باشد، نمونه هايي از آثار دوره هاي مختلف در شهرستان شيراز مي باشند.
بازار وكيل شيراز که داراي ويژگي هاي خاص و زيبايي خيره کننده اي است به همراه باغ هاي مشهوري چون باغ عفيف آباد ( باغ گلشن ) و باغ ارم که از مشهور ترين باغ هاي ايران در جهان مي باشند، در اين شهرستان واقع شده اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهاي ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايراني، (گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري و منبت كاري) قابل مشاهده است.
شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغني، جذاب و ديدني نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايي چون تنگ بوان با طبيعت زيباي پيرامونش، پارک ها و گردشگاه هاي طبيعي چون گردشگاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايراني است، درياچه هاي زيبايي چون درياچه پريشان، چشمه هاي متعدد چون چشمه رچي، دره هاي سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندي هاي قابل توجهي را در زمينه جاذبه هاي طبيعي داشته باشد و همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي خود، همواره پذيراي طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد.
صنايع و معادن
شيراز از شهرهاي مهم ايران محسوب مي شود و صنايع كارخانه اي در آن پيشرفته و چشم گير مي باشد. انواع كارخانه هاي صنعتي از قبيل نفت ايران، كارخانه هاي تهيه لوله كشي نفت خام، پالايشگاه و پتروشيمي، كارخانجات توليد نخ،‌ كارخانه‌هاي شير پاستوريزه، روغن نباتي،‌ پارچه بافي، جعبه سازي، شيشه سازي، كارخانجات ذوب فلزات، چاپخانه و كارخانه هاي توليد‌ آجر، سيمان، گچ،‌ موزاييک و ... از كارخانه هاي مهم شيراز به شمار مي روند. علاوه بر معادن نمک درياچه هاي شور، معادن سنگ و آهک اين شهرستان نيز نسبتا زياد است كه مهم ترين آن ها معادن احمد آباد، چنار زاهدان، فرهادخاني و چشمه تلخو در اطراف شيراز، و معادن سنگ سروستان و سنگ زرقان مي باشند كه در صنعت كاشي سازي وكاشي كاري اين شهرستان نقش عمده اي داشته‌اند. بازرگاني در شهرستان شيراز از رونق چشم‌گيري برخوردار است. از نظر اقتصادي شهرستان شيراز تقريبا خودكفا بوده و اساس اقتصاد آن بر كشاورزي، دام داري، كارگري، تجارت و صنايع دستي و فرش بافي استوار است. تجارت در اين شهرستان در محور شغلي عمده مردم بوده و صادرات آن را انواع محصولات كشاورزي از قبيل : گندم، جو، ‌بنشن،‌ تره بار، چغندرقند، و برنج و صنايع دستي از قبيل: خاتم كاري، منبت كاري، نقره آلات، گيوه، كلاه نمدي و قالي و محصولات كارخانه اي و صنعتي تشكيل مي دهد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان شيراز از شمال به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان فيروزآباد، از شرق به شهرستان استهبان و از غرب به شهرستان كازرون محدود مي‌شود. رودخانه هاي كر، شش پير، و قره ‌آغاج از مهم ترين رودخانه‌هاي منطقه هستند و به طور كلي شهرستان شيراز صرف نظر از جلگه هاي شيراز، مرودشت و كربال يك منطقه كوهستاني به شمار مي رود. آب و هواي منطقه معتدل و متمايل به گرم است. شهر شيراز مركز شهرستان درطول جغرافيايي 52 درجه و 32 دقيقه و عرض جغرافيايي 29 درجه و 37 دقيقه و ارتفاع 1540 متري از سطح دريا واقع است. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان شيراز 1،423،805 نفر برآورد شده است. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
-
راه شيراز – اصفهان به طول 484 كيلومتر
-
راه شيرازفسا به طول 168 كيلومتر
-
راه شيراز – استهبان – ني ريز به طول 191 كيلومتر و تا استهبان به طول 230 كيلومتر
-
راه شيراز – بوشهر به طول 225 كيلومتر
-
راه شيراز – جهرم به طول 200 كيلومتر
-
راه شيراز – نورآباد ممسني به طول 235 كيلومتر
-
راه شيراز – اردكان به طول 95 كيلومتر
-
راه شيراز – فيروزآباد به طول 120 كيلومتر
مركز شهرستان شيراز داراي فرودگاه بين المللي است

پایان بخش اول از معرفی شهر شیراز

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 7:45  توسط  M & J  | 

 

آريايها

 

 

به باور جغـرافي دانان هند و اروپايي به مردمي اطلاغ مي شود که اصل آنها به مرکز و شمال آسيا مربوط است.  تـقريـبا حدود 4000 - 3000 سال قـبل از ميلاد اين مردم تصميم به مهاجرت به قسمتهاي گرمتر جنوب و غرب را کردند.  به عـقـيده بـيشتر دانشمندان اين مهاجرت شروع جدايي بـين قبايل اين قوم بود.  قبايلي که بسوي غرب مهاجرت کردند به احتمال خيلي زياد نياکان آلماني ها، يوناني ها، اسلاوها، لاتـين و نـژاد سلت ها هستـند. مردمي که تصميم گرفتـند به سوي جنوب حرکت کنند به اسم هند و ايراني خوانده مي شوند.  همچـنـين گروه خيلي کوچکي از اين نـژاد تصميم به مهاجرت نگرفته و در مکان خود ماندند. البـته اين مردم بعـدها وارد صفحات تاريخ شده و به اسم سيت ها و سکائي ها شناخته شده و بعـضي باور دارند که اين قبايل چادر نشين از همان نـژاد هند و ايراني هستـند؛ بخاطر اينکه زبان و فرهنگ بسيار مشابهي به ايرانيان داشته اند. همچـنين يک استدلال يا نظريه ديگر هم وجود دارد که آيا واقعـاً اين مهاجرت صورت پذيرفته است، و آيا اينکه اين قبايل به همديگر وابسته و نزديک بوده اند.  دليل محکمي که باعث وجود اين نظريه شده است فرق و مدارک موجود از زبان و فرهنگ اين دو قوم است.   ر 

 مطالعـه زبانشناسي اين نظريه را که شباهتهاي بسياري مابـين دستور زبان و لغات اين قوم باستاني هند و اروپايي است، مي دهد. مقداري از لغاتي که اکنون در هر دو زبان استفاده مي شود مانند هم هـسـتـند و مقداري از آنها از صورت قديمي به صورت جديد تغـيـير کرده است.  همچـنـين از شباهت هاي فرهنگي اين قوم مانند پرورش قهرمانان، راههاي زراعت و کشاورزي، قدرت بدني زياد براي جنگيدن، اديان و باورهاي مشابه، همه اينها به اين باور مي رسد که اين اين قوم از يک جا سرچشمه گرفته، و آن وقتي بوده که تمام آنها يکي بوده اند.    ر

امروزه، به مردم اروپا ( بجز مردم استوني، فنلا ندي و مجارستاني )، ايران و شبه قاره هند که همان نـژاد آريايي هستـند هند و اروپايي اطلاق مي شود؛ و اين نظريه بسيار قوي و گسترده است.  تا موقعـي که نظريهً ديگري که عکس اين را با ادعا و دليل و مدارک ثابت کند ما بر اين باور هستيم که نژاد هند و اروپايي يک قوم واحد بوده است ر

ايران شناسان به زيست گاه قوم هند و ايراني،  ايران - ويج   که در اوستا به نام  ايريانم - وايجو  است اطلا ق مي شود که مکاني است نيمه افسانه اي که بحث راجع به آن جداگانه است.  نظريه هاي متفاوتي که مي گويند از شمال تا به غرب درياچه آرال و رودخانه سيحون است وجود دارند.  در اوستا و ودا به اين مکان " قلب سرد " گفته مي شود و فرض بر اين است که اين مکان پايتخت آخرين پادشاه هند و ايراني بوده است.  اين پادشاه - قهرمان به اسم يـيما ( ياما در زبان سنسکريت و جم در زباي فارسي مدرن ) سر منشاً تمام فنون و بزرگي سرزمين بود.  در يکي از داستانهاي اوستا آمده است که اين پادشاه درک کرد که ايران - ويج ديگر جوابگوي مردم سرزمين اش نمي شود، پس تصميم گرفت که آن را بزرگتر کند.  او شمشيرش را سه مرتبه بر روي زمين کشيد و توسعه داد زمينش را بـترتـيـب 3/1 3/2 3/3 در مدت زمان سه زمستان ( هر زمستاني از يک سال شروع مي شد، چونکه ايران - ويج فـقط يک زمستان داشت و يک تابستان ).  اين مي تواند يک گوشه اي باشد از نژاد هند و ايراني  که مهاجرت کردند به ايران و بعـدها به شبه قاره هندر

نـژاد هند و ايراني بعـداً از هم جدا شده و نژاد هندي به راه خود ادامه داده و به داکان ( شمال هند )، که به وسيله مردم محلي جلوي آنها گرفته شده و همانجا ماندند.  آنها با مردم محلي آميخته شده و آيـين خود را نگه داشته که امروزه به آنها هندي گفته مي شودايرانيان هم به سه قبـيله بزرگ که هر کدام براي خود چندين قبـيله بودند. اين قبايل و محدوده آنها بعلاوه حوزه قدرت و تسلط آنها در فلات ايران  به شرح زير استر

ر --  ماد ( مادها ) مرکز و شمال غـربي

ر -- پارس ( پارسيان ) جنوب و جنوب غـربي

ر -- پارت ( پارتها ) شرق و شمال شرقي

اين قبايل زندگي خود را با به خدمت درآمدن براي روساي محلي و جنگيدن براي آنها شروع کردند. از آنجايي که اين جنگجويان به استفاده از اسب و داشتن اسلحه آهني مجهز بودند، موفـق شدند که از هجوم مردم بابل و سومر به ايران جلوگيري کنند. بر اثر گذشت زمان اين جنگجويان شغـلهاي بالا تر را نيز گرفته، و از آنجايي که آنها مي توانستـند نسبت به مردم محلي  زودتر دوباره سازي کنند موفـق شدند تمام سرزمين را بگيرند. آنها همچنـيـن مجبور شدند با مردم محلي هم جنگيده و آنها را به تسليم وادارند، که اين جنگها بنابر افسانه هاي قديمي جنگ با شياطين ديو بوده که موجوداتي بزرگ و کريه المنظر بودند و از ايرانيان به شدت بدشان مي آمد. يک نظريه هم وجود دارد که اين ديوها ساکنان اين سرزمين بوده و پشت کوه البرز زندگي مي کرده اند و از خانه و کاشانه خود در برابر تاخت و تاز مردم اسب سوار جلوگيري مي کردندر

موقعـي که آنها تـقريـبا تمام فلات ايران را گرفته، قبايل ايراني شروع کردند به تشکيل و درست کردن قلمرو خود کاري که در سرزمين خود هم ميکردند. هر شهر و روستايي کوچک يک شهردار داشت که براي خود کار مي کردند و اين روستاها و شهرها به هم وابسته نبودند.  اين راه و روش خيلي زود، مخصوصا بعـد از حمله هاي کشورهاي ديگر بـين النهرين  منجمله آسور، از بـين رفت. يواش يواش قبايل ايراني خود را بصورت يک کشور و امپراطوري سوق دادند. که اولين پادشاهي از آن مادها بود.  


Arians

Aryan or Indo-European is the general name given to the people thought to be originated from the steppe of central and southern Asia. Around 4000-3000 BC., these people started to emigrate to the warmer places in the south or west. Most scholars think of this as the beginning of the distinction between Indo-European tribes. Tribes who emigrated to the west became the ancestors of Germans, Slavs, Greeks, Latins, and probably Celts. People who chose the south as their destination came to be known as Indo-Iranians. There are also a rather small group of people who most likely chose not to participate in this great migration. These later entered the pages of history as Scythians and Samarians, although they are also believed to be nomadic Indo-Iranians since their language and customs are closely tide to the Ancient Persians.

There are scholarly arguments going on for a long time about the truth of the theory of Indo-Europeans, whether this migration really happened or not, and whether these people are in fact related. Reasons presented to support this theory are based on language and cultural evidence. Linguistic studies suggest close similarities between the ancient forms of modern Indo-European languages, in their grammar and in their vocabulary structure. Many words still in use are alike, and many others are the changed forms of similar ancient forms. Cultural background also provide basis for this theory, horse breeding, similar agricultural methods, strong fighting abilities, similar religious beliefs and mythological superstitions seem to suggest that all this started from a common background, probably from a time when all these people were the same. Today, the most wide spread theory specifies the people of Europe (with the exceptions of Estonians, Finns, and Magyars), Iran, and Indian subcontinent to belong to a common, Indo-European background. Until a strong argument proves otherwise, we shall undertake this theory as the closest thing to the truth.

4000-3000 BC is the approximate date for the migration of Indo-Iranian tribes from their Central Asian settlement, however, recent Archaeological, and Anthropological discoveries in Central Asia seem to provide information leading us to believe that this date could have been later, closer to 2500 or 2000 BC.

The Indo-Iranian settlement known as Iran-Vij to the Iranologists, based on the term Aerianem-Vaejou in Avesta, is a half mythical place whose location is an object of controversies. Opinions vary from Northern Caucasus to the western shore of Lake Aral (Kharazm) and the Oxus river. In Avesta and Veda, this place is described as "Heart of Cold" and supposedly the capital of the last common Indo-Iranian king. This king-hero, Yima (Yama in Sanskrit, Jamm in Modern Persian) was the source of all technology, and expander of the land. In one of the stories in Avesta, Yima realized that Iran-Vij is no longer big enough to hold all his people, so he decided to expand his land. He shoved his sword into the earth three times, and made it expand, respectively 1/3, 2/3, and 3/3, during a period of three 600 winters (Each winter being a year, since Iran Vij had only two seasons, Winter and Summer). This can be seen as a metaphor for the further Indo-Iranian migrations which led them into the Iranian Plateau and later on into India.

Indo-Iranians themselves were later divided into two major sections, Indians and Iranians. Indians continued their way further into the Dakan (Northern India), were stopped by local Dravidians, and settled there. They mixed up with the people, kept their own religion, and became present day Indians. Iranians, on the other hand, were themselves divided into three major tribes with each having its own sub-tribes. These tribes and range of their initial domination in the Iranian Plateau were

  • Maad (Medians): central and north-western parts.
  • Paars (Persians): In south and south-western parts.
  • Parthav (Parthians): north-eastern and eastern parts.

These tribes started their career in Iran as the hired warriors for the local chiefs, many archaeological discoveries such as Syalk suggest this. Since they knew the secret to horse riding and had Iron weapons, these warriors were able to put a stop on the constant invasion of villages by foreign powers, namely Sumerians and Babylonians. As the time went by, these mercenaries occupied the position of their superiors, and since they would reproduce faster than the local inhabitants, they soon took over the whole land. They also fought with some of the locals to submit them, these wars are reflected on the ancient mythologies talking about Iranians fighting the evil Deevs, huge stature creatures who hated Iranians. There is a theory going on that these Deevs could have been the ancient inhabitants, mainly the kadusis who lived behind the Alborz Mountains, who were defending their homes from the invading, horse riding foreigners.

When they finally took over most of the plateau, Iranian tribes started organizing their domains as they have been doing in their original homeland. Small villages, headed by local mayors, and each independent of each other with almost no unity. This method soon proved useless, especially under the constant attack of new masters of Mesopotamia, Assyrians. Slowly, the Iranian tribes re-organized themselves into kingdoms, and then empires. The first of these kingdoms was Medes.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 7:15  توسط  M & J  | 

صنعت گردشگري
استان مازندران به لحاظ موقعيت طبيعي و جغرافيايي در بخش طبيعت گردي جزء استانهاي برتر و قطب گردشگري
 كشور محسوب مي گردد. نزديك به 12 ميليون نفر گردشگر داخلي و دهها هزار توريست خارجي هر ساله به منظور
گذراندن اوقات فراغت از اين استان ديدن مي كنند. وجود درياي مازندران (كاسپين ) با ساحل زيبا و مناسب بهمراه
 برخورداري از دامنه ها (و پاركهاي) جنگلي و كوهستاني ، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع معروف به بام ايران
، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهاي متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در
 بهشهر بیش از 800  آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری، این استان
 را به مجموعه ای متنوع براي استفاده گردشگران با انگيزه مختلف بدل نموده است. نزديك به يكصد واحد اقامتي
شامل هتل ، متل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذير و مجتمع تفريحي ساحلي ، جنگلي و كوهستاني همراه با دهها
آژانس خدمات مسافرتي و جهانگردي خدمات لازم را به گردشگران ارايه مي كنند. بنیاد علمی  مهندس حریری بابل
 و موزه هاي: شهر بابل ، مجموعه فرهنگي كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاريخ طبيعي خشكه داران در مسير جاده
اصلي تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و 000 امكانات بازديد بيشماری را برای بازديد گردشگران داخلي
و خارجي فراهم آورده است
منطقه توریستی و تفریحی نمک آبرود مازندران
معرفی منطقه نمک آبرود
امکانات این منطقه برای مسافران عزیز که به مازندران سفر می کنند شامل
الف-مجموعه آپارتمانهای(سوئیت ساحلی 1000 واحدی جهت اقامت موقت مسافران
ب-شهر بازی در زمینی به وسعت 44 هکتار
پ-امکانات تفرجی و توریستی شبانه روزی در ایستگاه بالای تله کابین
ت-هتل 4 ستاره بین المللی آرمیده در آغوش جنگل و چشم دوخته به دریای نیلگون خزر
ث-هتل 5 ستاره انقلاب خزر در ساحل نمک آبرود
ج-تله کابین نمک آبرود با جاذبه های منحصر به فرد خود برای مسافران که به وسیله آن قادر می باشند بر فراز
جنگل و دریا طی 15 دقیقه به ارتفاع 1050 متری قله مدوبن صعود نموده و زیبایی های طبیعت را نظاره کنند
چ-اثر طبیعی ملی خشکه داران به مساحت 260 هکتار
ح-موزه تاریخ طبیعی
خ-موزه کندلوس(مردم شناسی و باستان شناسی
د-منطقه تفریحی و تفرجی دو هزار و سه هزار و منطقه شکار ممنوع
ذ-دریاچه ولشت در ارتفاعات کلاردشت
ر-کاخ رامسر و کاخ چایخوران واقع در پارک سر چشمه
ز-پارکهای حفاظت شده جنگلی گوناگون
ژ-چشمه های گوگردی و حمامهای آب معدنی کتالم
س-بندر تجاری و اسکله و صیدگاههای سواحل نمک آبرود
ش-باغ پرورش و تولید گل و گیاهان دارویی
ص-از دیگر جاذبه ها و امکانات تفریحی نمک آبرود می توان از دریاچه مصنوعی،زمین تنیس،پیست دوچرخه سواری
،اسب سواری،درشکه سواری،پیست اسکیت،پله نوردی،کوهنوردی،ورزشهای دریایی،شنا در مناطق حفاظت شده
و دارای غریق نجات،اسکله تفریحی،باغ وحش،پلاژ آقایان و بانوان،مراکز خرید،مراکز اقامتی،مراکز پذیرایی،ویلاهای
چوبی،بازارچه و...نام برد
کارهایی که در آینده انجام خواهد شد عبارتند از
الف-تجهیز پارک جنگلی بنفشه
ب-توسعه طول مسیر تله کابین از دو کیلومتر به 7 کیلومتر و افزایش کابین از 40 دستگاه به 240 دستگاه
پ-احداث شبکه ریلی جهت انتقال مسافر از دریا به تاسیسات تله کابین در دامنه جنگل و بلعکس
ت-افزایش طول ساحل تفریحی و تجاری نمک آبرود
از امكانات بالقوه مجموعه شهرك تفريحي نمك آبرود كه بسيار نيز ارزشمند مي باشد میتوان به موارد زیر اشاره کرد
باغ حيوانات و پرندگان و آكواريوم ، رودخانه و درياچه مصنوعي ، جزيره مصنوعي ، رستوران  ،قايقراني پاروئي ، كلوپ
هاي تفريحي ، برج ديده باني ، محل هاي ماهيگيري ، مسيرهاي اسب سواري ، پياده روي ، كلبه هاي چوبي و
درختي ، محل هاي نصب چادر ، فضاهاي پيش بيني شده جهت اتومبيل هاي كاروان ، همينطور ايجاد پارك آبي كه
پذيراي خانم ها و آقايان در دو شيفت روزانه می باشد .

مركز خريد (SHOPPING )
 
بخش تجاري مجموعه بدو صورت مجموعه فروشگاههاي انفرادي و سوپر ماركت پيشنهاد مي شود ، مراكز فروش
شامل فروشگاه هاي متنوع و متعدد بوده و هر كدام به صورت مستقل اداره مي گردند و نوع خدمات دهي آنها در
رابطه با نياز كل مجموعه خواهد بود حداقل سطح اين غرفه ها از ده متر الي 50 متر مربع برآورد مي گردد . و
بخش هاي متنوعي شامل فروش لوازم مورد نياز خانگي ، پوشاك ، اشياء زينتي ، اسباب بازي ، ورزشي ، لوازم
صوتي و تصويري ، عكاسي ، (غرفه عكاسي و خدمات تصويري بدليل نياز مجموعه درنقاط مختلفي بايد ايجاد گردد .)
بانك ، پست ، مخابرات ، كافي شاپ و ... نمايشگاه صنايع دستي بهمراه كارگاهي كه بخش هائي از مراحل ساخت
 صنايع دستي را در معرض ديد بازديدكنندگان قرار مي دهد بسيار مورد توجه توريستهاي داخلي و خارجي خواهد بود .
بخش سوپر ماركت شامل ارائه و فروش مواد غذائي و بهداشتي و مايحتاج اوليه زندگي ، شيريني فروشي و دراگ
 استور  مي باشد .
مركز خريد د رمركز سايت مجموعه و فروشگاههاي كوچكي در نزديكي سه ورودي جنوبي ، شرقي و غربي و در
مراكز تجمع و اقامتي پيش بيني مي گردد
قايقراني
قايقراني در دريا و رودخانه نيز داراي طرفداران بسياري مي باشند .
قايقراني دردريا نياز به اسكله اي جهت استقرار قايقها و محلي براي كرايه كردن آنها و تحويل وسايل مسافران دارند.
مسلماً محلي جهت تعميرات قايقها ضروري است . قايقراني در دريا به دو شكل مي تواند صورت گيرد : يكي با
 قايقهاي موتوري و ديگري غير موتوري .
قايقراني با قايقهاي موتوري داراي آلودگي صوتي و صر و صداي زياد و دركنار اين مسئله هيجان و شور و نشاط زيادي
 براي مسافران مي باشد . و اما قايقراني غير موتوري با آرامش بيشتري و امكان استفاده از مناظر زيباي اطراف
 صورت مي گيرد . اين نوع قايقراني را مي توان در محل نزديك به مكان ماهيگيري نيز استقرار داد و نيز مزاحمتي
براي ماهيگيري ايجاد   نمي شود در صورتيكه در قايقراني موتوري مشكلاتي از نظر صدا و آلودگي محيط براي
ماهي ها بوجود مي آيد و حتي المقدور بايد از همديگر دور باشند .
قايقراني غير موتوري يا توسط قايقهاي بادباني يا قايقهاي پارويي و پدالو صورت مي گيرد . اين قايقها در دريا مناظر
بسيار زيبا و جذاب را براي ديگر مسافران بوجود مي آورند .
قايقراني در رودخانه بايد بصورت قايقراني غير موتوري باشد كه با حركت آهسته در رودخانه بتوان از مناظر زيباي اطراف
 نيز لذت برد و مشكلي براي ماهيگيران اطراف رودخانه نيز بوجود نياورد .
 
تور دريايي با كشتي تفريحي
 
يك سفر دريائي يك روزه ( يا چند روزه ) مي تواند براي بسياري از مسافران جالب توجه باشد . اين امكان را با وجود تور
 دريائي با كشتي مي توان فراهم كرد . اسكله اي جهت كناره گيري كشتي مسافرتي و محلي براي ثبت نام تور و
انباري براي وسايل جانبي كشتي با امكانات خدماتي لازم جهت سفر يك روزه ( يا بيشتر) مسافران .
اين سفر به دو صورت مي تواند انجام شود :
1-      سفر در امتداد نوار ساحلي و بازديد از سواحل درياي خزر در شرق يا غرب پهلو گرفتن كشتي در بعضي از مناطق
 مثل بندر انزلي يا ... و بازديد از محل حتي توقف يك ساعته و بازگشت با كشتي به محل اوليه .
2-      سفر در دريا بطرف شمال بدور از نوار ساحلي با امكانات تفريحي بر عرشه كشتي شنا در وسط دريا قايق سواري
 در وسط دريا و ... و برگشت با كشتي به محل اوليه .
-        از اين كشتي تفريحي در مواقع توقف در اسكله مجموعه مي توان بعنوان يك رستوران دريائي و محلي جهت
استراحت ، تفريحات و حتي شنا استفاده نمود .

پارك آبي
 
اين فضا بسيار مورد توجه مسافران است پاركي كه در سراسر آن آب جريان دارد و بازيهاي بسيار متنوع و پر هيجاني را
شامل مي باشد . ( دراين مطالعات درباره انواع پاركهاي آبي بتفضيل توضيح داده شده است ) .
وجود چنين پاركي باعث جذب افراد زيادي بطرف مجموعه شده خصوصاً اينكه براي استفاده خانمها نيز در نظر گرفته شود
با وجود پوشش گياهي انبوه سايت مي توان قسمتي از اين محدوده انبوه را كه از نظر بصري نيز محدود شده است را
محصور نمود و پارك را در چنين فضائي طراحي نمود و بصورت شيفتي خانم ها و آقايان از اين پارك استفاده مايند . سر و
 صداي ناشي از اين پارك نيز بسيار مي باشد و بهتر است در محل مناسبي از سايت استقرار يابد كه مزاحمتي براي
فعاليتهاي اطراف ايجاد نكند .
امكانات جانبي شامل انبارها بوفه و تريا  و رختكن و دوش و فروش و كرايه لوازم شنا و ... ضروري است . استفاده از اين
پارك بصورت فصلي مي باشد . در فصل سرد سال استفاده از فضاهاي جانبي پارك مقدور مي باشد .

درياچه و رودخانه مصنوعي
 
از آنجائيكه قسمت وسيعي از سايت بصورت جنگلي مي باشد احداث پارك جنكلي در اين منطقه بسيار جذاب و كارآئي
مجموعه را چندين برابر مي سازد ، تعداد بسياري از توريستها و گروه كثيري از مسافران با افراشتن چادر و گروهي با
اتومبيلهاي كاروان درمحيط جنگلي اقامت مي نمايند .
از جمله فضاهايي كه احداث آن در چنين پاركي امكان پذير و نيز جالب مي باشد درياچه و رودخانه مصنوعي است . حركت
 آب در منطقه جنگلي و صداي جريان آب ، ماهيگيري در آن و استفاده از قايقهاي پاروئي و ... فضا را براي    استفاده
كنندگان مهيج تر و جالب تر مي سازد . از رودخانه اي كه در قسمت جنوبي سايت در جريان است براي ايجاد رودخانه و
درياچه مصنوعي مي توان بهره برد .

جزيره مصنوعي
 
جزيره مصنوعي مي تواند نقطه عطفي درميان درياچه مصنوعي باشد اين محيط را مي توان با ايجاد رستوران و كلوپ هاي
 تفريحي و ماهيگيري و حتي ايجاد برج ديده باني ، و ... فضائي بسيار جالب و مورد توجه و استفاده گردشگران قرار دارد .

آكواريوم
 
آكواريوم از جمله فضاهاي بسيار جذاب و جالب براي بازديد كنندگان مي باشد كه د رمجموعه مي تواند بسيار حائز اهميت
 باشد . خصوصاً اينكه اين مجموعه در كنار دريا قرار گرفته است و مي توان براي شناساندن موجودات دريائي به مسافران
 و توريستها از آكواريوم استفاده نمود .
در چنين فضاهائي بجز انگيزه هاي تفريحي هدف آموزش بيشتر بازديد كنندگان بايد مد نظر باشد چرا كه داري اثرات
مثبت بسياري در طولاني مدت در معرفي شهرك ساحلي بعنوان يك مجموعه ارزنده خواهد گرديد . در نتيجه صرفاً ،
رديفي از مخازن حاوي گونه هاي مختلف ماهي كه با عكس و اسم و ساير ويژگي ها مشخص شده اند اگر چه جالب
 است اما از نظر اطلاع رساني كافي نمي باشد و طراحان بايد مدنظر داشته باشند كه به وسيله نوارهاي فيلم ،
 كتابهاي راهنما و تصاوير تلويزيوني ، اطلاعات بازديدكنندگان را افزايش دهند و محيط را نيز جذابتر نمايند .
در قراردادن مخازن نمايش بايد از يكنواختي اجتناب گردد ، استفاده از تورفتگيها و نشستنگاها تنوع و تحير پديد مي آورند
در طراحي يك آكواريوم نيز نكات بسياري را بايد مورد توجه قرار داد . فضاي پشت مخزنها كه براي نگهداري و حفاظت از
 آكواريوم مي باشد و فضاي بازديد كنندگان كه هر چه بيشتر جالب و جذاب و متنوع باشد و قسمتهاي ديگر يك آكواريوم
 مثل تأسيسات بارگيري ، اتاق آماده سازي غذا و فريزر ، دفاتري براي زيست شناس و رئيس مجموعه ، اتاقي براي
ارسال و دريافت جانوران زنده و ... دوش و سرويس بهداشتي و ... بايد به آن اضافه شود .
 
موزه حيوانات تاكسيدرمي
 
در كنار آمفي تئاتر و نمايشگاه آثار هنري موزه حيوانات كه مي تواند به معرفي حيوانات ، پرندگان و جانوران ناحيه شمال
 ايران بپردازد ، اين موزه هم داراي جذابيت بسياري است و اينكه داراي ارزش علمي بسياري نيز خواهد بود .
تاكسيدرمي هنر نگهداري از پوست يا پرو جمجمه ( اسكلت ) حيوانات مي باشد . در اين هنر پوست مي تواند براي
 آماده سازي ، نگهداري و استفاده به عنوان نمونه هاي تحقيقاتي و يا نمايش در موزه ها و كلكستونهاي خصوصي مورد
 استفاده قرار گيرد . در اين مجموعه در كنار موزه حيوانات مي توان قسمتي را جهت تاكسيدرمي كردن اختصاص داد .
در اين قسمت هم مي توانند تاكسيدرمي را آموزش دهند . هم اين فعاليت را به نمايش بگذارند و درقسمتي نيز به
فروش محصولات تاكسيدرمي شده بپردازند . مسلماً كه اين قسمت از بازديدكنندگان بسياري برخوردار خواهد شد .
قدمت هنر تاكسيدرمي TAXIDERMY بيش از 350 سال نيست گرچه ترميم پوست به تاريخ قبل از ميلاد بر مي گردد
در اوائل قرن هفدهم گونه هاي پرندگان از هندوستان به هلند انتقال داده شده و تاكسيدرمي  گرديدند .
دیگر جاذبه هاي طبيعي استان
علاوه بر سواحل دريا ، مناطق جلگه اي سبز ، دامنه جنگلي و كوهستاني بسيار زيبا به طول 338 كيلومتر از شرق به
غرب ، سایر جاذبه هاي طبيعي آن  بشرح زير است:
ـ شبه جزيره ميانكاله : يكي از 18 منطقه بيو سفري كره زمين در بهشهر ، تا خليج گرگان ( آشوراده) ادامه دارد.
ـ پناهگاه حيات وحش : ميانكاله ، سمسكنده ، دشت ناز و دودانگه  و چهار دانگه در ساري و سياه بيشه در آمل
ـ درياچه ها: ولشت كلاردشت (چالوس) ، خضرنبي (نوشهر) ، شورمست (سوادكوه) ، سدلار(آمل)
- رودخانه ها : چالوس ، تجن ساري ، سجاد رود و بابل رود(بابل) ، هراز در آمل ،سرداب رود چالوس و چشمه کيله تنکابن
ـ آب معدني : آبهاي گرم روستاهاي آبگرم، اسك و استراباكوه (بائيجان ) در لاريجان آمل در مسير جاده هراز ، رامسر
و سادات محله (رامسر) و آب سرد معدني  آمولو (آمل)
ـ غارها : دانيال (سوادكوه) ، اسك (لاريجان آمل) و هوتو در (بهشهر)
ـ پاركهاي جنگلي : سي سنگان (نوشهر) و نور از بزرگترين و مهمترين پاركهاي جنگلي استان و كشور هستند.
ـ جاده هاي توريستي: چالوس ، هراز ، فيروزكوه و سه خط طلاي راه آهن سوادكوه ( و پل ورسك)
استان با جاذبه هاي فراوان طبيعي و تاريخي و وجود دهها هتل و مهمان پذير و تأسيسات بين راهي متعدد ، شرايط
 بسيار مناسبي را براي ورود 12ميليون گردشگر داخلي و خارجي به  مازندران(علاوه بر جمعيت ساكن نزديك به 3
ميليون نفر)فراهم آورده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:3  توسط  M & J  | 

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم امّا گریه

به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم تو نيز به

 من آموختي كه چگونه دوستت بدارم

 امّا به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم

   ///////////////////////////

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 7:30  توسط  M & J  |