به نام همتای بی همتا
نوشته های یک انسان ظلم کشده در زندگی به خدایش به یک دوست خوب و آرامبخش که بعضی وقتها کمی بی وفا میشود ( استغفر الله )
اکنون که این مطالب را مینویسم نمیدانم چه میگویم و چه منویسم و چه بسرم میآید ولی بگذار درد دلهای را برایت بگویم تا شاید برای خودت و اطرافیانت خوب و مفید باشد.
دوست خویم آیا من بعنوان یک انسان حق زندگی کردن داشتم حق نفس کشیدن راه رفتن حرف زدن دوست داشتن ارتباط برقرار کردن شنیدن خوردن و بوئیدن و . . . . اما به یقین و اطمینان رسیدم که شما و امثال شما سرمایه داران با ظاهری جوانمردانه به راحتی من و امثال من را مثل یک مورچه ای که زیر پا قرار میگیرد بدون توجه آگاهانه یا نا آگاهانه له میکنید .
دوست خوبم من شما را به عنوان یک انسان وارسته یک برادر یک حامی بزرگتر میدانستم و میدانم ولی شما در حق من ظلم کردید شما به جائی اینکه بیائید به من کمک کنید و من را از این همه پلیدی و سر در گمی دور کنید برعکس منی که با جان دل و سخت مشغول کار بودم و به کارم عشق میورزیدم را به راحتی و با یک اشتباه کوچک یا به نظر شما بزرگ ( یک اشتباه کنجکاوانه ) و . . . مثل یک تفاله به سطل آشغال انداختید .
دوست خوبم شما در حق من ظلم کردید چون به عنوان یک آدم مثل خودتان اگر اشتباهی کردم آن هم خارج از محیط کار به کارم که خیلی نیز پر انرژی و با پتانسیل برایم بود ربط دادید و من را از همه چیز و همه جا و هر گونه ارتباطی ترد کردید . این در حالی میباشد که من الان به همه اینهای که شما من را منع کردید نیاز دارم .
دوست خوبم شما در حق من ظلم کردید چون منی که زندگی خود را دوست داشتم را بخاطر هیچ و پوچ و بدون پذیرش اشتباهی که به من تهمت زدند هر بار و هر جا بر سر من میزنید و پیش جمع و هر کس و نا کس و آدمهای که کم جنبه و بی ظرفیتند ( که متاسفانه دور و اطراف شما زیادند ) بازگو میکنید و باعث سستی و بی انگیزگی در زندگی و از بین رفتن روحیه منسجم یافته من میشوید که من هیچ وقت از شما و امثال شما که باعث الصاق برچسب و بی آبروئی من شدید نمی گذرم و نخواهم گذشت .
دوست خوبم اگر من برای برگشت به زندگی عادی و شخصی خودم مثل یک آدمی که در باتلاق دارد غرق میشود دست و پا میزند و دست به اولین کسانی میدهد که به کمکش میآید دراز میکند و ملتمسانه از آنها کمک میخواهد عجز و ناله کردم و آنوقت شما بجائی اینکه بیائید و یکی از دستهای باشید که من را از این باتلاق نجات میدهد برعکس من و همه آنهائی که دارند به من کمک میکنند را به باتلاق هل میدهید و اجازه نمیدهید تا از خودمان در مقابل پلیدی ها دفاع کنیم . چنان باعث بی آبروئی من و آنها شدید که نمیدانم چی جوری میتوان گریه و اشک درد یک مرد را در آن دنیا جواب بدهید چگونه میخواهید دل شکسته یک انسان را التیام بدهید .
واقعا شما شب راحت سر بر بالین میگذارید که اگر باشد من به خدائی خدا شک میکنم و مرتد میشوم
دوست خوبم مشکل من فقط یک چیز میباشد و آن هم دورو نبودن و راحت بودن با همه میباشد.زن و مرد پیر و جوان دختر و پسر انوقت شما با ایجاد این طرز فکر بر علیه من ظلم بزرگی به من کردید
دوست خوبم اینهای گوشه از ظلمهاتی بودن که شما کردید ولی به خداوندی خدا باز هم شما را دوست دارم و همیشه به همجوار بودن با تو افتخار میکنم و به همه بخصوص آنهای که اطاف من هستم همیشه میکویم که افتخار میکنم که در زندگی من دو نفر کمک و نقش زیادی داشتن یکی شما هستید و یکی دیگر یکی از مهندسین ارشد شرکت . . . . و امیدوارم که اگر باعث رنجش شما شدم من را ببخشید و مطیع فرامین و دستورات و تصمیمات شما همیشه بودم و خواهم بود چون هنوز فکر میکنیم که شما صلاح من را بیشتر از خودم میخواهید و عشقی از شما در دل من وجود دارد که نمی گذارد به راحتی از شما جدا شوم اگر اغراق نباشد و ریا نباشد .
با تشکر : ارادتمند شما برادر کوچکترت